5 اسفند 1387 ساعت 09:29 ب.ظ

آشپزخانه:

 

من زمزمه می کردم:گل پیش روی تو ای گل من دیگر تماشا ندارد...گردد خجل گل ز رویت این جان این جای حاشا ندارد...

مادرم زمزمه می کرد:بارو بندیل و ببند اینجا دیگه جای تو نیست...تو ترانه های من جایی واسه حرفای تو نیست...

 

 

ته نوشت:۱-آخرین ماه فصل محبوبم شروع شده و رو به اتمام است.۲-امروز سه سال شد و از این بابت حال خوشی ندارم!۳-بیا بخندیم!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo