21 دی 1388 ساعت 3:44 PM

چرا اینقدر نارحت و ناراضی هستین؟ 

خب میرین بیرون میگیرنتون؟چه اشکالی داره از خونه بیرون نیاین 

نمی تونین زندگی کنین؟خب زندگی نکنین 

اصلا چه حقی دارین که تو برنامه های بزرگ اختلال ایجاد  میکنین و باعث برنامه ریزی برنامه ها و نقشه های جدید واسه سرکوب خودتون میشین 

همین شمایین که باعث میشین کسی تلوزیون نگاه نکنه و شبکه ها قطع بشه 

نمیتونین به اخبار آب و هوا بسنده کنین؟چقدر زیاده خواهین 

اصلا کی به شما گفت تلوزیون بخرین؟ 

کی گفت از اینترنت استفاده کنین؟ 

مگه خوردن و خوابیدن و یا حتی فقط خوابیدن تفریح بدیه؟ 

اگه واسه زندگی کردن خودتونو خانوادتون مثل بلانسبت سگ جون نکنین؛پس می خواین چیکار کنین؟ 

اگه نون نیست بخورین خب نخورین! اگه میدونین چه خبره و نمی تونین حرف بزنین خب نزنین!
چه اشکالی داره بچه های شما هم مثل خودتون با بدبختی زندگی کنن؟ 

بزارین بچه های یه جاهای دیگه و یا حتی یه آدمهای دیگه خوب زندگی کنن 

اگه حق خودتونو نمیگیرین به همین که بهتون اجازه مردن میدن قانع بشین 

اگه دانشگاه قبول نمیشین چون سهمیه ندارین و بسیجی نیستین؛می خواستین وقتی تو مدرسه فرم بسیج بهتون دادن پرش کنین؛ الانم از این مشکلات نداشته باشین 

خودتون فرصت ها رو از دست دادین 

تا کی می خواین نگاه کنین و ببینین بچه های مردم چه جوری پرپر میشن؟ 

ول کنین برین!اصلا چه اهمیتی داره؟ 

به این فکر کنین که خودتونو خانوادتون احتملا فقط از نظر جسمی سالمینو مشکلی ندارین 

هدایت شین! 

این چه آشوبیه به راه انداختین 

قبلا مردم بی سرو صداتر میمردن 

قبلا کسی صداش در نمیومد و همه غیر مستقیم حرف میزدن یا حداقل فقط تو تاکسی 

حالا که بدترش کردین دلتون خنک شده؟ 

راضی هستین؟ 

هر روز یه برنامه ای!
یه روز تلفن قطعه؛یه روز اینترنت؛یه روز تلوزیون 

قانع باشین؛قانع 

به زندگی بی ثمره و مسخرتون ادامه بدین 

حالا اگه تودلتون یه آرزوهایی دارین اشکال نداره! تو دلتون نگهش دارین؛فوقش آرزو به دل میمیرین! 

مگه بده؟ 

راه های دیگه هم واسه سالم زندگی کردن هست.مثل خراب کردن زندگی بقیه!  

اگه وجدان هم دارین اصلا بیخیال شین  

یه عمر همینجوری سر کردین 

اگه بدتر هم شد باز سر کنین 

اشکالی نداره 

بچه هاتون هم سر کنن 

شاید ثوابی بشه واسه اون دنیاتون 

حداقل شب اول قبر هر چقدر دوست داشتی حرف بزن  

بعد این همه سال یادتون اومده که تو چه فلاکتی هستین؟ 

از اول باید فکرشو میکردین 

برین خدارو شکر کنین که هنوز با یه کم تصفیه هوا میتونین تو جایی که توش به دنیا اومدین نفس بکشین

بزارین مردم زندگیشونو بکنن

اصلا چی هستین شماها؟ یعنی از خاروخاشاک و منافق و ارازل بیشترین؟

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
3 دی 1388 ساعت 3:26 PM

 

 به قول یکی از دوستام که لال بود

 

 

 

... نوشت:زمستون مبارک 

             

       بلاخره کفش بلور اندازه پای سیندرلا خواهد شد 

    و شیرین هرگز نفهمید و خوشحال مرد 

به زیبای خفته هم بگین صورتشو بشوره 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
14 آذر 1388 ساعت 4:01 PM

 

چهاردهم آذر؛ سالگرد تولد پر افتخار محمد سایبانی  

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
11 آذر 1388 ساعت 8:11 PM

فقط سه روز دیگر باقی است

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
18 آبان 1388 ساعت 3:40 PM

  

 

 

::::  فراخوان :::: 

جشن خاک هرمز 

دومین فرش خاکی

امید داریم جشن خاک هرمز جشن گردهمایی هنرمندان از نقاط مختلف برای ساخت دومین فرش خاکی باشد . به همین منظور از تمامی علاقمندان دعوت می شود در اجرای این فرش  خاکی مشارکت نمایند

 

 :::::: نحوه ثبت نام :::::: 

علاقمندان می توانند با ارائه پیش طرح خود جهت اجراء در یک فضای  دو در سه متر مربع ، ارسال مشخصات فردی و رزمه کاری خود به آدرس اینترنتی

 hormozarte@gmail.com

جهت حضور  در این پروژه نام نویسی نمایند

علاقمندان جهت اجراء در فضای ذکر شده می توانند به صورت گروهی حداکثر تا سه نفر شرکت نمایند

 

::::::  شرایط حضور ::::::

از آنجا که محل اجرای فرش خاکی در یکی از سواحل جزیره هرمز می باشد و شرکت کنندگان لازم است در طول اجرای پروژه به صورت شبانه روز در محیط طبیعی و کمپی که به همین منظور احداث می شود ساکن باشند

لازم است لوازم شخصی اسکان مانند : چادر ، کیسه خواب ، چراغ قوه و دیگر وسایل مورد نیاز را به همراه داشته باشند

فروشگاهی در حد تامین غذا و مایحتاج مورد نیاز در محیط اجرای پروژه دایر می شود تا شرکت کنندگان از آنجا خرید نمایند

مخارج ایاب و ذهاب  به عهده شرکت کنندگان می باشد

 

 ::::::  موارد مورد نیاز جهت پذیرش  ::::::

دو قطعه عکس 3*4

یک برگ تصویر شناسنامه  یا کارت ملی

پرداخت مبلغ 35000 تومان به عنوان حق حضور در پروژه ساخت فرش خاکی 

 

 ::::::  تقویم اجرایی ::::::  

آخرین مهلت ارسال طرح : 30 آبان ماه 1388

محل اجرای فرش و پذیرش شرکت کنندگان : جزیره هرمز ، ساحل سنگ مرغان

زمان پذیرش: چهارشنبه 11 آذر ماه 1388

زمان رونمایی فرش : یکشنبه 15 آذر ماه 1388

 

جهت اطلاع بیشتر می توانید با شماره  09179006126 تماس حاصل فرمایید .

 

 

 

پی نوشت:فرش خاکی که یادتونه:  

  

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
30 مهر 1388 ساعت 7:21 PM

 

 

 

یاداور نوشت:من هنوز هستم.می تونین زندگی کنین 

پی نوشت:همه مون حالمون خوبه مواظب هم هستیم وهواسمون به هم هست! 

               شاید واسه اینه که معلوم نیست در چه حالیم 

               کسی میدونه ۸/۸/۱۳۸۸ چه روزیه؟!!!

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
7 مهر 1388 ساعت 12:20 PM

به نام خدای نامرئی ها

  

 

سلام  

از اونجایی که نبودم و هر دفعه هم خواستم باشم اینترنت سراسری قطع بود حالا هستم با همه اون چند دفعه: 

 

 

 

۱-سفر یزد(شهریور): 

 

تا ۶ روز اول که فقط شب ها به پیاده روی میرفتیم و روز آخر تازه متوجه شدیم اومدیم یزد. 

یزد؛خونه هاش؛کوچه هاش؛درختای بلند که تو پائیز زرد میشن؛هوای خنک؛موتور؛تاریخ؛مهریز؛غربالبیز؛حناسایی؛یه کوه شنی؛بازار؛موزه آب؛خانم ها و آقایان بندری؛کتاب فروشی هاش؛آتشکده؛باغ دولت آباد؛شیر حسین و مطب های دکتر رو دیدم. از تلوزیون و از تعریف های دیگران نمیشه یزد واقعی رو دید.ضمنا؛سردر آتشکده یه فروهر بزرگ و واقعی بود که از هیچ نقره فروشی نخریده بودنش. 

یزد واقعا شهر خوبی بود!

منتها خدا رو شکر می کنم که تا وقتی برگشتم بندر و هیچ گونه حادثه رانندگی واسم رخ نداد! 

هنوز خواب هایی که تو یزد میدیدم ادامه دارن... 

 

 

 

کارگاه حناسایی

 

 

 

یکی از درهای باغ دولت آباد 

 

باغ دولت آباد 

 

 

 

میدان میر چخماق 

 

 

موزه آب 

  

 

 

سقف بازار

 

 ۲-تولدم (پنجم مهر): 

  

۵ مهر مصادف با: 

 

سالروز فوت " وحشی بافقی" شاعر معروف  

گشایش کارخانه های سیگارسازی دولتی ایران  

 

روزی که رضاشاه دوران تبعید خود را آغاز کرد 

  

روز جهانگردی

  

از همه مهم تر روز تولد من

پائیز بهترین فصل برای متولد شدنه!(این جمله از کیه؟از خودم!) 

یک سال منتظر روز تولدم بودم؛از فردای روز تولد پارسال تا روز تولد امسال؛که رسید و گذشت. 

روز تولد برای من مثل نوروز(چرا؟ به خاطر اینکه یک روز که شاید مال تو باشه) 

فکر میکردم خیلی خوب خواهد بود(یعنی اصلا که نه ولی خیلی خوش نگذشت!)  

 خیلی فکر میکردم!!!   

 

  

 

 

۳-آغار فصل مدارس: 

 

 باز هم مثل سال های قبل خیلی ها مدرسه رفتن؛خیلی ها نرفتن؛خیلی ها رفتن و دیگه  

 نمیرن... 

 

 

 

۴-تفاوت ها خورشید با بقیه ستاره ها: 

 

شاید اگه مایکل جکسون زنده بود تا حالا یه کنسرت با ورژن سبز برای ما می زاشت. 

ما هم خیلی سعی میکنیم خودمون رو به اون راه(همون راه که بهش کوچه علی چپ هم میگن؛البته من دقیق نمی دونم علی یا هر کس دیگه) بزنیم و خیلی فکر نکنیم اما مسلما واقعیت چیز دیگریه... 

  

 

 ۵-پی نوشت: 

 

 ۱-اونقدر بابت دیر پست زدن اظهار شرمندگی کردم که فکر میکنم خیلی تکراری باشه 

۲-اتفاقات زیادی افتاده و همینطور ادامه داره و اتفاقات زیادی هم خواهد افتاد 

۳-اگر گفتم دلم تنگ شده واقعا تنگ شده و اگر نگفتم حالا که گفتم!

 

 

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>